ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )
347
سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )
گياهان روستائى به كلى از ميان مىرود و روستائيان ناگزير از ترك خانه و ديار خود مىشوند و آباديهائى كه سابقا سياحان در نقشههاى خود ذكر كردهاند بدون بجا گذاردن اثرى معدوم مىگردد ؛ يا حد اكثر آنكه چند خرابه و بوتهء سختجان نشانى از موقع و محل آنها بدست مىدهند . كاريزهائى كه روزگارى آب مصرفى پانصد هزار نفر سكنهء شهر قديمى رى را به مقدار كافى تأمين مىكردند اكنون چنان خراب شده كه از عهدهء تأمين مصرف اندك ناحيهء كوچك شاه عبد العظيم كه بر خرابههاى رى ايجاد شده است به زحمت برمى آيند . گاه توفيق رفيق مرد صاحب همتى مىشود كه قناتى را كه قرنهاست ويرانه و پر شده است كشف كند و بدين طريق با صرف مبالغى نسبتا جزئى مىتواند نهر پرآبى بدست آورد . هنگامى كه در دورهء اقامت من در تهران شاه دستور به مرمت قنات مخروبهاى داد ، جريان آبى كه آزاد شده بود يك قسمت كامل شهر را فرا گرفت . ميزان آب را برحسب قدرتى كه براى گرداندن سنگ آسيابى كافى است ، مىسنجند ؛ درست همانطور كه قدرت كار ماشين بخار را برحسب قدرت اسب اندازه مىگيرند ؛ مىگويند : يك چشمه ، يا يك قنات با فلان قدر « سنگ آب » . هرگاه دهات متعددى در يك ناحيه قناتى تعبيه كنند ، طبق قراردادى مدت استفادهء متناوب هريك را معين مىدارند . مالكان خصوصى استفاده از آب را به قيمتى كه برحسب ساعت معين شده است مىفروشند ؛ و بدين ترتيب است كه تعبيهء قنات از مشاغل پردرآمد محسوب مىشود ، به شرطى كه عدالت ، حقوق مالكيت ايجادكننده را در برابر دخالتهاى عدوانى و تخطيها ، محافظت كند و البته چنين چيزى هم در ايران امكان ندارد . در مورد تقسيم آب و انشعاب رودخانه هم ايرانيها به همين نهج ، علىرغم نقصى كه در معلومات نظرى آنها وجود دارد و موجود نبودن هيچ دستگاهى ، باز كارهاى قابل ملاحظه و تحسينآميزى انجام دادهاند . صدها آبادى از اين طريق ايجاد گرديده است كه جريان رودخانهها را تغيير دادهاند و آب آنها را به انشعابهاى مختلف تقسيم كردهاند . در اين باب رودخانههاى كرج و جاجرود مثالهاى برجستهاى بشمار مىروند كه با ايجاد انشعابهاى مصنوعى در آن مناطق وسيع شهريار و ورامين آبيارى مىشوند . در اين مورد ديگر برجستهتر از همه بايد زايندهرود را ذكر كرد كه دشت اصفهان آبادى و رونق خود را بدان مديون است . نام « زاينده » هم بدان برازنده است ، چه هرچند كه بستر آن بر اثر گرفتن انشعابهاى بسيار كاملا خالى به نظر مىرسد باز قدرى پائينتر آب زلال از چشمههاى آن مىزايد و به بيرون مىجوشد . در مواضعى كه در دشتها تنگهاى كوهستانى ديده شود ، « بند » هاى استوارى تعبيه كردهاند تا برفابهائى را كه سرازير مىشود در آبگيرهاى وسيعى جمع آورند و بعد در بهار و تابستان از دريچههاى باز ، آن مزارع را آبيارى كنند . بندى كه در تنگهء كهررود ايجاد كردهاند و از آن طريق آبهاى كوهستانى را جمع مىكنند و به دشت كاشان مىرسانند ، نمونهء زيبائى